نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





یه نفر

 

شاید یه کسی برای اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس می کنه

 

شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه

 

مطمئن باش یه نفر شبا به خاطر تو در دریایی از اشک می خوابه

ولی تو اونو احساس نمی کنی.


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 20:58 | ارسال نظر(0) |







بدبختی

ما بدبختــــیو بوســـیدیم گذاشتیم کنار ..

حالا ول کن نیست میره و میاد میگه بــــــــــــوس بـــده :|


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 11:32 | ارسال نظر(0) |







خدا اجازه

اجازه خدا؟ میشه ورقمو بدم؟
میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم…


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 11:26 | ارسال نظر(0) |







اس ام اس تحقیر

تحقیرت هم کنم کافـــی نیست
تفریقت میکنم از تمام زندگی ام
.
.
.
نبودنت هستیمو نابود میکرد
ولی حالا بودنت . . .
میشه نباشی ؟ ؟ ؟
.
.
.
“حوا” که باشی بعضی ها “هوا ” برشان می دارد که “آدمند ” !!!
.
.
.
بــــــــــــــــــعضی ها را دَر جوب بایــَد شــُست
تــا لــَجن ها هَمه خوشحــال شــَوند کــه
کــَـثیف تـــَر اَز خوُدشــان هَم هــَست . . .
.
.
.
هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم…!
آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها…
.
.
.
نه حرفی برای گفتن …
نه امیدی برای ماندن …
نه پایی برای رفتن …
نه تمایلی برای دوباره ساختن …
تو از اول هم هیچ نداشتی !
.
.
.
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
.
سایر جملات کوبنده در ادامه مطلب


.
.
کاش ما آدما هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن ،
میفهمیدیم که هر آشغالی ارزش وقت گذاشتن نداره . . .
.
.
.
یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید
راست میگه یا دروغ …
اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا
که با چشمشونم دروغ میگن …
.
.
.
تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن…
.
.
.
کاش نـــارو هم مثل لایک زدنــــی بود…
میـــزدم میزدی ….
نمیــــزدم نمیزدی …
.
.
.
عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .
.
.
.
از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی
“رفـــــــتنــــ ” همیشہ
حتی در دستور زبان فارســـی
“لــــــازمـــ” است…
.
.
.
زلالی قلبت ارزانی دیگران
من این احساس آبکی را نمیخواهم
.
.
.
قرار نیست که همیشه من خوش باشم …
دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم …
امروز دیگری خوش است برای با تو بودن …
و فردا یکی دیگر…
از تلاش دست نکش عزیزم که چشم ملتی به توست …
تو می تونی …
.
.
.
کاش یاد تو
به سان فلفلی زیر بینی که تحریکت میکند عطسه کنی،
قلبم را تحریک میکرد
تا هرآنچه از تو در قلب دارم
بیرون بریزد . . .
.
.
.
رفته ای ؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت
اما من تازگیها بهش میگم به درک . . .
.
.
.
به حق رفتی . . .
زیادی ات کرده بود
شیرینی ام دلت را زد
به حق رفتی . . .
.
.
.
داور قلبم نه سوت دارد
نه کارت قرمز…
راحت باش…
تا دلت می خواهد خطا کن
سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم
.
.
.
وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!
.
.
.
آنان که “عوض” شدنشان بعید است، “عوضی شدنشان قطعی است… شک نکن !
.
.
.
اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے
بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدے
.
.
.
این روزا باید دشمناتو فراموش کنی …
تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه
یک دوست کاملاً مورد اعتماده . . .
.
.
.
چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . .
خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !
.
.
.
خوش به حالشان !!
خوش به حال اونی که …
وقتی درآغوشت آرام گرفت به او میگویی :
قبل تر از تو ، هیچ کس نبود در افکارم . . .
.
.
.
این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم
همانند توست مرا ” دوست ندارد ”
احساس ندارد !
اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست
.
.
.
داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی . . .
و من از آنجا بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام !
.
.
.
تقصیر خودمونه …
بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم

--------------

 


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 11:22 | ارسال نظر(0) |







بی معرفتی آدمها

از اسب بیفتی اسیر سرزنش خاک میشوی

 

در این سر زمین سقوط آزاد هم ممکن نیست!

 


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 10:48 | ارسال نظر(2) |







دل شکسته

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم.........

هرکس می آید مســـــــــــــــافراست میشکند........

هم نمازش را...

هم دلم را.....

ومیرود


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 10:40 | ارسال نظر(0) |







ابلیس

نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟

گفتی برو! باور نکردم. اما خشم تو ساده نبود.

گفتی برو! انگار محکم تر از همیشه بود.

مهربانیت رنگ باخت.گفتم به خاطر یک موجود خاکی رهایم می کنی؟

سکوت کردی.گفتی برو!

فریاد زدم نگاهم کن... نگاهم نکردی.

نمی دیدمت دلم نمی خواست آدمت را هم ببینم. تکان می خورد و سخن می گفت انگار.

همه به خاک افتادند و سجده اش کردند.

گفتی جانشین من است خلیفه است…

روزی كه از من خواستی به غیر از توسجده كنم ، به آن تلی از خاك كه كم‌كم تبدیل به گل میشد، من نمیدانستم جنس آبی كه این خاك را گل میكند چیست. نمیدانستم آب عشق چیست، آب روح چیست؟ از آن به من ننوشانده بودی، آخر جنس من از آتش بود و من برتر بودم!

من … سوختم .به خاک نیفتادم.چیزی تمام بدنم را فشرد. نمیتوانستم برای یک مشت گل زانو بزنم.ایستادم.محکم و مقتدر ایستادم.

گفتی زانو بزن.نتوانستم.فریاد زدم.این همان آدم خاکی توست که ستم خواهد کرد.سرکش و طغیانگر خواهد شد،

تنگ چشم و حریص ناسپاس و مجادله گر .این آدم توست؟…

باز سکوت ...آرام زمزمه کردی خلیفه است.

…وای خلیفه خلیفه خلیفه چقدر خندیدم!خلیفه ای که دروغ می گوید خلیفه ای که گناه می کند. خندیدم و طعنه زدم

یك خلیفه گناهکار!...

خندیدم! سجده نکردم! رانده شدم!
....
… نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟ قرن ها از آن روز می گذرد و من ساکن زمینم.


بین همه این آدمهای خاکی تو! بین همه دروغها و حرص هایشان.بین فراموش کاری های گاه و بیگاه و نادانی هایشان!

بین همان ها که می خواهند نبودنت را ثابت کنند یا نادیده ات بگیرند.همان ها که گاهی فقط گاهی به سراغت می آیند.و من از شوق لبریز می شوم

من ابلیس فرزند آتش!از ذلت این عنصر خاکی لذت می برم. از این که امیدهایت را نامید می‌کنند شادی می کنم.و دلم برای لغزش‌هایشان پر می زند.

وتو! با همه قدرت و بزرگی ات زیاده گویی‌هایشان را می بخشی هنوز توبه می پذیری و باران می‌بارانی و مهربانانه سر فرازش می کنی.

عجب از او که مهربانی‌ات را می بیند و ستم میکند و عجب از تو که ستمش می‌بینی و مهربانی می کنی…

و من هنوز از این که زشتی‌هایشان را نادیده می گیری آتش می خورم و برای نابودی‌اش قسم می خورم. برای سر گشتگی‌اش لحظه شماری می کنم…
...

..

.
منم ابلیس!


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 10:32 | ارسال نظر(0) |







پینوکیو

این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود !
 
 
 
به بهای یک دل شکستن !
 


 

این جا آدم ها دروغ های شاخ دار می گویند
 
 
 
 
بعد دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک می کنند !!!
 
 
 

 
پینوکیو می دانستی که دیگر جراحی پلاستیک هم برای بعضی ها جواب نمی دهد؟!
 
 
 

 
می گویند جنس اش خوب نیست !
 
 
 
 
 
دیگر از شنیدن این همه دروغ خسته شده ام
 

 

مدت ها است که به شنیدن حقیقت نیاز دارم

 

 

 

 
به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی
 
که ببینی یک دروغ ، چه ها می کند

اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد می شود !

 

 

 

 

 

 

 

کمی دروغ بگو پینوکیو

 

 


 
 
دروغ های تو قابل تحمل تر بود !
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
به خاطر کودکی بود و شیطنت
 
 


 

 


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 22:25 | ارسال نظر(0) |







ارزش داشته هایت

اگر میخواهید احساس ثروتمندی کنید تمام چیزهایی را بشمارید

که دارید وپول قادر به خریدنشان نیست


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 20:13 | ارسال نظر(0) |







محبت

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 18:24 | ارسال نظر(2) |



صفحه قبل1...1314151617...49صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران