نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





پیامک عاشقانه 2

 

 

از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم خوابم می‌‌آید می‌گویم یـــــــارم
می‌‌آیدوعده ی ما همان رویای‌ همیشگی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش دنیا

یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت

مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر چه عاشقی پر شور بودیم

به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم

من و تو وصله‌ای ناجور بودیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به همین سادگی از چشم دلم افتادی

آخرین بار چنان برگ گلی در بادی

بیشمارند همه تیشه بدستان در صف

گرچه شیرین منی از دهنم افتادی

باز گویم که چه ساده در دلم جا کردی

نه به این سادگی اما تو ولی افتادی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آب و هوای دلم آنقدر بارانیست

که رخت های دلتنگی ام را

مجالی برای خشک شدن نیست

اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به بند دلت میاویز

رخت خاطره ام را

گرد باد های فراموشی حرمت نمی شناسند..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم غرق تماشا بود، رفتی

میان اشک و آه و دود رفتی

کنار حسرتی دیرینه ماندم

بهار من، گل من، زود رفتی
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دلم باغی پر از ریحان و گل بود

به روی رود عشقت مثل پل بود

نگاهم کردی و ویران شد این دل

مگر چشم تو از قوم مغول بود؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته
هر چند لحظه
یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم
گُر میگیرم ..بعد آرووم میشم ..دوباره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


آموخته امکه بدون عشق می توان ایثار کرد
امابدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخت ترین دوراهـی:

دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است.

گاهی کامل فراموش میکنی

و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی.

و گاهی آنقدر منتظر می مانی که

میفهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انگار که شاهرگ احساسم را زده باشی
بند نمی اید..
     دوست داشتنت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنقدر در تاریکی چشمان بسته ام مهمان شدی،

که دیده ام تمامی گریه های عالم را آبستن است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلت را خانه‌ی دریا نکردی

نگاهی بر من شیدا نکردی

درون چشم تو گم بودم، افسوس

گذشت عمر و مرا پیدا نکردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تکلیفم روشن شدخاموش میشومشیرینم فرهاد وار اینبار باید به جای کوهدل بکنم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اینجا زمین است ، زمین گرد است !تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی
رسید !!!!حال و روزت دیدنیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به باغم یاسمن بودی چه می‌شد؟

عروس این چمن بودی چه می‌شد؟

چرا چون باد رفتی از کنارم؟

همیشه مال من بودی چه می‌شد؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر روزاین عشق یکطرفه را طی میکنمیکبار هم تو گامی بدین سو بردارنترسجریمه اش با من !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچوقت عاشق متفاوت ترین ها نشو، چون همین متفاوت ترین آدما به متفاوت ترین
شیوهقلبت را می شکنند..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رها کردی چرا دست دلم را؟

به خاک و خون کشیدی حاصلم را

مرا تو می‌کشی صدبار در روز

ولی من دوست دارم قاتلم را
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
احساسم را به دار اویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو
که عمری بازی ام دادند
دگر بس است
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم. شاید او تنهاتر از من باشد
به یادتم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه حرارت لازم نیستگاهی از سردی یک نگاهمیتوان آتش گرفت .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سراسر خواب من کابوس، کابوسندارم در شبم فانوس، فانوس

به دل آمد بگویم من تو را دوستولی لب وا نشد، افسوس، افسوس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پروردگاراآرامش را همچون دانه های برف آرام و بیصدا برسرزمین قلب
کسانی که برایم عزیزهستندببار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار . دلـم را فـرستــاده امـ
دنبـالـِـ نخــود سیـــاه . . . !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از جداییمان برای هر که کسی گفتمحق را به من داداما اینها نمی دانند من حق را
نمیخواهمحق که برای من تو نمی شود..!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یکنفر در هـمین نزدیکــی هاچــیزیبه وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشدآرام چشمهایت را ببــندیکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار
استیکنفر که از همه زیبایی های دنیــاتـنهـا تـــو را بـــــاور دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گوشه تا گوشه صحرا بخواب و نهراس. گرگ ها خاطرشان هست که آهوی منی..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
درد یعنی:

اشک خشکیدهسکوت گوش خراشافکار درهمغرق در خلوت تاریک تنهاییدرد
یعنی:امشبدرد یعنی:من
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بجز دستت ندارم یار دیگربجز آیینه بازی کار دیگر

چو بستی چشم را آیینه بشکستنگاهم کن فقط یک بار دیگر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم�
.
.
یک صحرا گذشته است�
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزی اگرنبودم تنهاآرزوی ساده ام این است

زیرلب بگویی یادش بخیر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مبادا مثل برگی زرد باشیمرفیق مردم بی درد باشیم

مزن بر عاشقان از پشت خنجربیا ای دل همیشه مرد باشیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
لزومــی نداره مــن هــمونی باشــم که تو فــکر مــیکنی

مــن هــمونی ام کــه حتی فــکرشم نــمیتونی بــکنی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه می گفتند ترک عادت موجب مرض است اما اینبار موجب مرگ میشود ترک
عادتبا تو بودن..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک صندلی خالی کنار رویاهایم از آن توست،بنشینی یا بروی دوستت دارم..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من و یاد تو و یک سینه تنگ
شبی تار و سه‌تاری خسته آهنگ
کمی با چشمهایم مهربان باش
مزن ای دوست بر آیینه‌ات سنگ!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
می سپارمت به خدا �.
خدایی که هیچ وقت تو را به من نسپرد !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتـن کسـی کـه لایـق نیسـت � نـعمـت اسـت نـه فـاجـعه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام

آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد

رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشتبنویس و برو !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به سرنوشت بگویید : اسباب بازی هایت بی جان نیستند ! ادمند ،‌میشکنند ،‌ارامتر
 
 
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
دلم باغی پر از ریحان و گل بود

به روی رود عشقت مثل پل بود

نگاهم کردی و ویران شد این دل

مگر چشم تو از قوم مغول بود؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته
هر چند لحظه
یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم
گُر میگیرم ..بعد آرووم میشم ..دوباره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آموخته امکه بدون عشق می توان ایثار کرد
امابدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخت ترین دوراهـی:

دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است.

گاهی کامل فراموش میکنی

و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی.

و گاهی آنقدر منتظر می مانی که

میفهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انگار که شاهرگ احساسم را زده باشی
بند نمی اید..
     دوست داشتنت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنقدر در تاریکی چشمان بسته ام مهمان شدی،

که دیده ام تمامی گریه های عالم را آبستن است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلت را خانه‌ی دریا نکردی

نگاهی بر من شیدا نکردی

درون چشم تو گم بودم، افسوس

گذشت عمر و مرا پیدا نکردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تکلیفم روشن شدخاموش میشومشیرینم فرهاد وار اینبار باید به جای کوهدل بکنم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اینجا زمین است ، زمین گرد است !تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی
رسید !!!!حال و روزت دیدنیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به باغم یاسمن بودی چه می‌شد؟

عروس این چمن بودی چه می‌شد؟

چرا چون باد رفتی از کنارم؟

همیشه مال من بودی چه می‌شد؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر روزاین عشق یکطرفه را طی میکنمیکبار هم تو گامی بدین سو بردارنترسجریمه اش با من !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچوقت عاشق متفاوت ترین ها نشو، چون همین متفاوت ترین آدما به متفاوت ترین
شیوهقلبت را می شکنند..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رها کردی چرا دست دلم را؟

به خاک و خون کشیدی حاصلم را

مرا تو می‌کشی صدبار در روز

ولی من دوست دارم قاتلم را
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
احساسم را به دار اویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو
که عمری بازی ام دادند
دگر بس است
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنم. شاید او تنهاتر از من باشد
به یادتم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه حرارت لازم نیستگاهی از سردی یک نگاهمیتوان آتش گرفت .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سراسر خواب من کابوس، کابوسندارم در شبم فانوس، فانوس

به دل آمد بگویم من تو را دوستولی لب وا نشد، افسوس، افسوس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پروردگاراآرامش را همچون دانه های برف آرام و بیصدا برسرزمین قلب
کسانی که برایم عزیزهستندببار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار . دلـم را فـرستــاده امـ
دنبـالـِـ نخــود سیـــاه . . . !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از جداییمان برای هر که کسی گفتمحق را به من داداما اینها نمی دانند من حق را
نمیخواهمحق که برای من تو نمی شود..!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یکنفر در هـمین نزدیکــی هاچــیزیبه وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشدآرام چشمهایت را ببــندیکنفر

 


[+] نوشته شده توسط mylove01 در 17:08 | ارسال نظر(0) |



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران