نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





زن

" زن "

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند


ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است


و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني 


در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو


او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي


او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني


 



او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد


او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني


او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر


و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛


پیر می شود و میمیرد


و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند


چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،


زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛


گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛


سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد

و این رنج است

 



[+] نوشته شده توسط mylove01 در 20:05 | ارسال نظر(0) |



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران